تبليغاتX

القلب حرم الله ،فلا تسكن حرم الله غيرالله حقیقت ذبح شده

. ...در تب و تاب است . به دنبال مجالي براي وصل به يار است كه به مقتدايش بپيوندد.و ناگاه از اردوگاه عناد و تزوير و زرو زور گام بر صحرا مي نهد وخاضعانه بر درگه يار سجده كنان حديث وصل را نجوا مي كند.جدايي سرداري از سپاه  وحشت در دل  اهالي اردوگاه دشمن مي اندازد . سايه غم بر لشگر گاه خيمه مي زند و تيرگي دلها ي عدو غليظ تر و دلها شقي تر ودر عين حال نور عشق متجلي و صداقت و وفا در اردوگاه فرزند زهرا تلالو ء مي كند همه افراد به فكر ربودن گوي سبقت از هم در مبارزه هستندهر كدام در دل خود رجز شهادت و رشادت نجوا مي كنند.و حسين (ع) بزرگوارانه جواب مثبت بر قبوليش مي دهد و در جمع يارانش مي نشاند.سپاه دشمن وقتي عزت و اقتدار سپاه برادر زينب را مبيند به فكر حيل مي افتد از هر نوع كه باشد . به هر وسيله اي و حربه اي دست مي يازد.وقتي جدايي سردار خود را تجربه مي كند به فكر مقابله به مثل مي افتد .و نگين انگشتر سپاه حسين (ع) را نشانه مي روند و از حربه قرابت و نسب؛ امان نامه به عباس (ع) مي فرستند تا از غيرت او در جلب توجهش به نسبتش به حاكمان جور و رقت دل او استفاده كرده و ايشان را از سپاه مهر جدا كنند.غافل از اينكه او اباالفضل است ؛او يادگارمردي از سلاله پاك انسانهايي مخلص و رشيد است او درس آزادگي ؛ مردانگي ؛رشادت و وفا را بخوبي درك وفهم كرده است . ايشان به هر علقه اي غير وفاي به برادر پشت پا زده ؛ قرص و محكم ايستاده وبا صدايي غرا و رسا زبان به لعن و دفع دشمن مي گشايد.واين عمل فرزند حيدر به خاطر تفهيم موضوع به ياران برادر زينب(س) بوده است . وشب نهم غنيمتي است كه به خواست خداوند مهيا مي گردد تا افراد آقايمان حسين (ع) به اداي تكاليف خود بپردازند.تا...

+ نوشته شده توسط جوینده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 و ساعت 10:49 |

هان اي شيعيان حادثه اي در راه است ؛ روزگار آبستن حادثه اي است . ملائك بر وقوع واقعه اي منتظرند و رشك بر خلوص و صداقت بنده اي مي برند كه آرام و مطمئن به سفري كه در پيش است فكر مي كند تا به چشم خويشتن قرباني شدن عزيزان خود را نظاره كند .صحنه هاي مكتوب بر لوح محفوظ در جلو چشمانش تداعي ميشود ودرمقابل ديد بيكرانش به نمايش در مي آيد.وصل را معني مي كند و مزه آن را مي چشد .

صحنه ؛ صحنه آزمايش است و مولا سر نوشت ياران را به چشم معرفت ميبيند و نتيجه آزمون را .

خدايا چي شده است / چه عظمتي است كه انساني از سرنوشت خود در آينده نزديك آگاه باشد و عاقبت ياران را بداند و محكم واستوار بر اعتقاداتش پايبند باشد.ابا عبدالله استقامت و تزلزل را مي بيند اما او وارث آدم است و نوه پيامبر(ص)و پسر علي(ع) و پرورده فاطمه (س) . ياران جمع مي شوند  بار سفر دنيوي (اسباب ووسايل ) مي بندند . بهمراه اهل بيت آقا آهنگ كوچ مي كنندبسوي آنچه كه مقدر شده است  بسوي مقصدي بي انتها ؛ آنجا كه نور است و سره و ناسره وپاك و نا پاك از سرند تقوا

مي گذرند.كاروان با عزت و حرمت در معيتش به مكاني مي رسند كه گويا آشناست شتران 
مي ايستند .فرزند زهرا(س) براي اينكه حاضران را متوجه حقيقتي كند .سوال از نام مكان رسيده
مي كنند.جوابها مي شنوند.وقتي  نام كرب و بلا ادا ميگردد ايشان احساس سبكي مي كنند گويا به اين مكان فكر ميكرده . و مقصد اين بوده مولا با عزت و حرمت فرمان اقامت مي دهند.

چادر ها بر پا و هركس با توجه به موقعيت خود در موقع جنگ در محلي مناسب اسكان
مي يابند.اردوگاهش
آرام وبا شكوه افراد حاضر در آن با اطمينان و كرامت و شجاعت به اداي تكليف مشغولند.همه مسرور ازآن كه در كناراويند.و چون پروانه بر گرد شمع مي چرخند منتظر دريافت فرمانند.

در مقابل؛ اردوگاه  دشمن كه چادر بر پايه هاي سست عناد بر پا كرده اند . بي پشتوانه و با پوچي افكار وبا اتكا به اسباب فاني بر خود مي بالند و باد غرور در سر ؛وبا كبر در تخيلات بر طبل بي عاري نواي پيروزي مي نوازنند.در اردوگاه كين ولوله است عده اي مضطرب؛تعدادي در چالش با خود و افرادي متوجه و عده اي بي خبر و نا آگاه و در اين بين فردي عارف و عاشق ؛ كه آتش عشق در وجودش
شعله ور و سخنان امام نهيب بر وجودش زده وبر شراره عشقش فزوني بخشيده ؛اخگر معرفت مجال نشستن بر مسند فرماندهي سپاه كين را نمي دهد ......

+ نوشته شده توسط جوینده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 و ساعت 12:16 |

 

به نام خدا

 

زان يار دلنوارم شكريست با شكايت                   گر نكته دان عشقي خوش بشنو اين حكايت

 

بي مزد بود و منت هر خدمتي كه كردم                      يا رب مباد كس را مخدوم بي عنايت

 

رندان تشنه لب را آبي نمي دهند كس                       گويي ولي شناسان رفتند از اين ولايت

 

در زلف بي كمندش اي دل  مپيچ   كانجا                 سر ها بريده بيني بي جرم و بي جنايت

 

                چشمت بغمزه ما را خون خورد و مي پسندي                   جانا روا  نباشد  خون ريز را حمايت

 

                هر چند بردي آبم روي از دوست  نتابم                       جور از حبيب خوشتر كز مدعي رعايت

 

                عشقت رسد به فرياد از خود بسان حافظ                         قر آن زبر بخواني در چارده روايت

 

+ نوشته شده توسط جوینده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385 و ساعت 12:43 |
عید ولایت مبارک

بعد از ذبح نفس حجاج  فارغ بال هر کس به وسع تزکیه اش به وعده گاه حبیب گام می نهند تا در آزمایشی دیگر

به نبی و وصی تبریک گفته وبا گفتن بلی. برای مبارزه و جهادی اکبر به موطن خویش برگردند. و حاجی زمان خود

باشند تا خدا چه خواهد ودر لوح محفوظ چه برایشان نگاشته شده است .

 

 

+ نوشته شده توسط جوینده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 و ساعت 10:26 |

                                                                        به نام الله

 

 

            از جمله حقيقتهاي تاريخي جامعه انساني و((ما)) شدن عيد سعيد قربان مي باشد. وآن سعيد است از آن حيث كه منيتها ذبح مي شوند. واين ذبح مقدس است و قبله مسلمين نقطه عطف اين ((مايي))  است و شايد قربان بهانه اي است براي تجمع و يكپارچگي انسانها كه در مقابل معبود فرد تنها خود را  نبيندو مايي را تجربه كند.

                                                                                                                                                                                                                           يدالله مع الجماعه

 

               عيد قربان بر ذبح كنندگان منيت مبارك

 

 

    

 

+ نوشته شده توسط جوینده در شنبه نهم دی 1385 و ساعت 8:25 |

در حیات بشری آنچه که در روح انسانی تاثیر می گذارد لذت بردن از موقعیتهایی است که روح وتن باهم همراه می شوند و لذت را درک می کنند.و این آرامش همزمان روح وتن است .مثل: دیدن رعایت حقوق دیگران ، شنیدن نوای حق ، احیای واقعیتهای مرده و یا کم رنگ شده و....

انسانها با الفاظ ساخته ذهن بشر همچون سعادت،  خوشبختی ،کامیابی  در خود اسبابی فراهم می کند که او را به جهت ((شدن ))رهنمون می شودو ازبودن خود می گریزاند.

یادم هست روزگاری پاک بودیم ، صمیمی بودیم ، دیگری را بر خود ترجيح مي داديم ، صداقت و پاكي جايگاهي والاداشت . به همديگر ارزش قائل بوديم ،احترام همديگر را نگه مي داشتيم .و.... ولي حالا پرده پندارها و اوهام بر اذهان شفافمان غالب شده و خون صداقت و پاكي از مويرگهاي ذهنمان عبور نمي كند .

غالب با خون سياه و بدبيني است و سو‌‌ ء نظرها بيداد مي كنند و خوي تخريب و انتقام . اصدقا كنار مانده اند و بر خورد زيركانه اي با اينها مي كنند . آهن را با آهن مي برند .خوبيها و نيكيها  را مغلوب مي سازند و ظاهرابر فقدان آنها آه كشيده و تاسف مي خورند. ودر باطن خود برطبل پيروزمندانه مي كوبند.غافل از اينكه بر امواج اوهام پوچ خود سوارند و پيروز واقعي آنانند چراكه حقيقت واقعي در سكوت نهفته است . اينها ذره اي از حقيقتهاي ذبح شده است كه هر كسي بر مبناي سياستهاي مصلحتي خويش بر آنهامي تازد وبه چپاول ارزشهاي انسانيش مي پردازد و لذت واقعي آن را از همه حقيقت جويان مكنون مي نمايد.

((خدايا پيروزي حق وعده توست و لذت حقيقي در آن ))                                    

            

                                                                                اهدناالصراط المستقيم

 

+ نوشته شده توسط جوینده در جمعه هشتم دی 1385 و ساعت 11:19 |
به حقيقت اگر به ديده هستن ها وبودنها نگريسته شود آنچه كه هست حقيقت مي باشد .واگر آنچه كه اتفاق افتاده يا مي افتد  واقعيت باشد. هركدام را منشاء سر چشمه اي مي باشد. به نظر مي رسد سر منشاء اوليه حقيقت همان مبداء آفرينش مي باشد. آنچه كه بود و هست و  اتفاقات افتاده واقعيتهايي هستند كه در لوحهاي متفاوت چه از باب تفسير و يا غيره نگاشته شده است و در مكاتب فلسفي به حقيقت با ديدگاه هاي متفاوتي نگريسته شده است كه هر كدام جاي بحث و نقد دارد لذا ورود به آن وادي از توان و ظرفيت حقير خارج مي باشدآنچه به ياد دارم مكاتب حقيقت را برداشت ها و آرمان هاو   تجربيات انساني مي دانند و اما آنچه كه برايم مهم است نظريات شما حقيقت جويان مي باشد.
+ نوشته شده توسط جوینده در یکشنبه سوم دی 1385 و ساعت 12:34 |

حقيقت چيست و نقطه آغازين آن كجاست؟

+ نوشته شده توسط جوینده در شنبه دوم دی 1385 و ساعت 12:55 |