تبليغاتX

القلب حرم الله ،فلا تسكن حرم الله غيرالله حقیقت ذبح شده

 

 

درکلاس مرده؛ وقتی زنگ به صدا در می آید شاگردان با عجله به طرف کلاس رفته و تمامی شاگردان دنبال صندلیشان هستند.کلاسی که ناظم می پسندد. معلم وارد کلاس می شود همه ساکت نشسته و منتظر سخنرانی معلم هستند . کلاسی که درآن یک نفر فکر می کند کلاس نیست اندیشه در آن مرده است ودر آن یک لش علم انتقال می شود به تابوت حافظه ها.. چنین کلاسی نمود یک دیکتاتوری اندیشه است چرا که در آن یک نفر می اندیشد و دیگران حق اندیشیدن ندارند و جامعه آموزشی در آن یک تن می شود وبرای یک نفر.

 

در کلاس زنده معلم و شاگرد در یک تصادم دائمی با هم در اندیشیدن هستند .و معلم ناقل اندیشه ها نیست و مسئولیت اندیشیدن را بر عهده دارد.و در چند جلسه شاگردان احساس می کنند که با معلم می توانند ور رفته و صاحب تفکر انتقادی هستند.و آنجاست که مغز پرورده می شود تربیت می شود وبه تعداد شاگردان کلاس؛فراد متفکر پرورش داده شده است.

 

و اما انتظار در بین دانش آموزان چه در شروع سال تحصیلی و چه در کلاس  یک مذهب اعتراض است  درست عکس آنچه که مد شده و عرف ؛دانش آموز منتظر یک حادثه یا یک ظهور است .که به آنچه که تاکنون بوده راضی نیست.ومعترض در انتظار تغییر است و خشنود از آنچه که اتفاق خواهد افتاد و مسیری را بسوی رشد و تربیت گام بر خواهد داشت. اولیا با دیدی متفاوت از اندیشه شاگردان و بدون توجه به جمع کثیر و معجون مدرسه از هر حیث به پردازش قیافه فرزندانشان می پردازند.و دیگر هیچ.و فرزند منتظر یک ظهور است که منجی افکارش خواهد بود واورا با اوضاع جدید جامعه آتیش آشنا خواهد ساخت و اورا خواهد پرورانید تا انسانی متفکر و اندیشمند در خدمت همنوعان خود باشدو سازنده جامعه انسانیش. انشاالله که معلمان ما نیز چنین باشند و چنین کنند.

+ نوشته شده توسط جوینده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 9:59 |